دختر عزیزم

هم خوشحالم هم ناراحت ...خوشحالم از اینکه میریم خونه خودمون و ناراحتم از اینکه هنوز خونمون کامل نیست و مجبوریم اسباب کشی کنیم .متاسفانه مستاجر جدید باید آخر آذر بیاد توی این خونه و ما دیروز خبردار شدیم و باید توی ۳-۴ روز وسایلمون رو جمع کنیم و من خیلی کار دارم و کمتر میتونم بهت برسم .این وسط تو هم داری دندون در میاری و کلافه هستی .دیشب خوب نخوابیدی و منم با این همه کار خوابم نبرد. هم از استرس کارها هم از اینکه شما بیدار بودی .ولی میگذره این روزها .

خاله هم کمر درد گرفته و نمیتونه نگهت داره باید ۲ روز بری پیش مامانی و ما هم یه ماهی مهمون مامانی هستیم خدا کنه اذیت نکنی اونجا و خوب بخوابی آخه تو فقط توی تختت میخوابی و اصلا جای دیگه خوب خوابت نمیبره وهی میپری از خواب ....خلاصه اینکه اومدم توی این هیر و ویر برات بنویسم چون میدونم تا مدتی نه اینترنتی هست و نه وبلاگی ....انشالا اوضاع زود جور میشه و میریم وسایلمون رو میچینیم .شما هم که فعالیتت زیاد شده و با رورئک جلو جلو میری و قدمهای سریع بر میداری من روزا چند کیلومتری تو خونه دنبالت راه میرم!همه جا سرک میکشی و از روی پای بابات بدون کمک دست مثل کشتی گیرا یه ضرب بلند میشی! موندم چرا تو همه کارات مثل خودته!

دیگه اینکه همچنان برنامه غذاییت بی برنجه چون تا اسم برنج اومد فرداش شیرهایی که میخوردی رو مثل فواره بالا میاوردی من موندم تو از کجا هرچی من میگم میفهمی! سر واکسنت هم تا گفتیم آرنیکا واکسن داره شبش خوابت نبرد. تا رفتی پایش رشد و گفتن کلینیک واکسن ۱ سالگی رو ۴ شنبه ها داره و اون موقع راحت شدی .باز ۳ شنبه خوابت نبرد!اگر من یه ذره ناراحت باشم تو خیلی بی قرار میشی !اون موقع هی باید بهت بگم من حالم خوبه نگران نباش ما دوستت داریم تا تو بخوابی ..آخه بچه که اینهمه حساس نمیشه ...مامان جون یه ذره از حساسیتت کم کن!

دیگه اینکه برای تولد ۱ سالگیت رفتیم آتلیه ...خاله هاله خیلی خوش اخلاق بود و عکسای خوبی انداختی خیلی بهتر از آتلیه کلیک تازه تو رو با کیک تنها گذاشتیم البته با پمپرز شما هم رفتی ۲ دستی تو کیک نمیدونی چه با مزه کیک ها رو میخوردی! هول شده بودی ....خلاصه کلی عکس با خرابکاری تو کیک گرفتی .

دیروز هم رفتیم رستوران من خیلی مطمئن نبودم که تو ساکت بشینی ولی ۱ ساعت خانمی کردی دم رفتن کلافه شدی و غر زدی ما هم سریع اومدیم بیرون . برای تشویق شما که خانم بودی سر راه دنت بیسکوییتی خریدیم:)

دیگه اینکه میدونم اسم نزدیکانت رو میشناسی و میفهمی ما چی میگیم و واکنش به خیلی چیزها داری ولی صحبت نمیکنی هنوز همون کلمات اولیه رو میگی ...کلا همه چیز رو گذاشتم به عهده خودت .

نازنینیم دوستت دارم