دندون های آسیاب

سلام گل خوشگلم

چند روز بود خیلی بد خلق بودی فقط خودتو پرت میکردی و غر میزدی من گفتم حتما بدن کوشولوت بیمار شده یا عفونت داری بردمت پیش دکتر سماعی خدا رو شکر خوبی و مشکل دندونای آسیابه! داری ۴ تا دندون در میاری البته ۲ تا بالایی ها در اومد ولی هم من هم خودت داغون شدیم .چمعه تولد آریا ناز نازی بود خیلی با نمک قر میداد تو هم خیلی جدی هستی توی جمع نمیدونم چرا مثل قبل نمیخندی به همه !بغل همه میری و تحویل نمیگیری تازه مثل توی خونه هم که هی یه چیزایی با خودت میگی نیستی!دیگه ساعت ۹ طاقتت از خواب تموم شد و ما زود آمدیم! میدونی که تو با خواب شوخی نداری!

در ضمن دکتر کمی منو نگران کرد برات آزمایش داد چون هنوز مستقل نمیتونی از حالت خمیده به حالت نشسته بری و ابن عجیبه برای کسی که میتونه قدم برداره و دستشو میگیری کامل راه بره !باز آزمایش خون دادیم و گریه و زاری....دلم ریش میشه یادم که میوفته در ضمن جهت مشاوره یه دکتر اعصاب کودکان هم باید بریم من میدونم مشکلی نیست شاید باید تلاشتو بیشتر کنی!!خدا به خیر کنه !باز نگرانی های مادرانه!

دوستت دارم گلم درسته هفته زیاد خوبی نداشتیم ولی همه چیز حل میشه!توکل به خدا

بوی عید میاد!!

دختر خوشگلم

ما همچنان خونه مامانی هستیم و انشالا تا آخر هفته میریم خونه خودمون رو میچینیم البته تا کامل نشه شما رو نمیبریم چون دفعه پیش سر بسته بندی وسایلمون خیلی اذیت شدی و دست آخر هم مریض شدی.روابطت با مامانی خیلی عالیه و پیشش راحت میمونی و کلی با هم بازی میکنید .خدا رو شکر دختر خیلی خوبی هستی و هر جمعه که من و بابا میریم دنبال خریدهای خونه جدید شما خیلی همکاری میکنی .من خیلی خسته شدم ولی دیگه داره تموم میشه .خیلی باید از باباجان ممنون باشیم برای اینکه رفتن توی این خونه با لطف ایشون بود .دیرز تولد کیمیا بود ولی خب زیاد همکاری نکردی و خوابت میومد ولی نخوابیدی و سر تولد کلی به من غر زدی .....اشکالی نداره عزیزم خب سر خوابت خیلی حساسی .از غذاهایی که دوست داری بگم که قرمه سبزی و سوپ و غذاهایی که آلو بریزم دوست داری ولی از گوجه پلو و دمپخت و غذاهای گوجه دار بدت میاد .تخم مرغ هم فقط به صورت املت خرما میخوری .جالبه که ذائقه غذاییت مثل باباته .

امسال عید حال و هوای عجیبی داره .قیمتها دو برابر شده چون دلار از ۱۰۰۰ تومن شده ۲۰۰۰ تومن و در عرض ۱ ماه همه چیز ۱۰۰٪ گرون شد .الان یه حالت سردرگمی بین همه هست نمیدونن بخرن یا بفروشن و در آینده چه خواهد شد .امیدوارم وضعیت به حالت اول برگرده .من برای تو کلی پوشک و شیر و آیروویت و قطره میم خریدم چون گفتم شاید کالاهای خارجی کمتر وارد کشور بشن .خلاصه دخترم همه جا شلوغه و مردم زیاد خرید میکنن فکر میکنم برای اینه که میگن شاید کالا کم بشه .انشالا که اینجور نمیشه و همه مردم بتونن سال جدید خوش و خرم باشن .

روز ۱۴ بهمن شروع کردی به چند قدم راه رفتن و حسابی هم ذوق میکنی ولی میدونی چون با پای صاف میفتی زمین و زانوتو خم نمیکنی همیشه ما کنارتیم که بلایی سرت نیاد .خودتو نمیکشی بالا از وسایل ولی اگر دلت بخواد راه میری ولی خیلی محتاطی .بیش از حد احتیاط میکنی .با واکرت هم راه میری .روز ۲۰ بهمن بابات منو صدا کرد که آرنیکا راه میره نمیدونی چه لحظه ای بود با اینکه چند قدم که میری خودتو پرت میکنی روی مبل یا سمت فردی که جلوت ایستاده ولی من از خوشحالی گریه میکردم امیدوارم زودتر راه بیفتی که این یکی از دغدقه های منه .دیگه اینکه باز موهاتو کوتاه کردم جلوی موهات یه ذره بد شد منم قول دادم از این کارا نکنم دیگه! ولی تا عید رشد میکنه آخه همش موهات میرفت تو چشمت .

موندم بریم خونه خودمون چه خواهی کرد چون اینجا دور و برت شلوغه و حسابی توجه میگیری.راستی کلی هم حرفهای فضایی میزنی که بیشتر تو بدو و بیا برو داره و اینکه خیلی چیزا رو تکرار میکنی ابته اگر خودت دلت بخواد مثلا من میگم گوگولی تو میگی گو یا من میگم بیسکوییت شما میگی بیسویی یا رورو جای روروئک ولی اگر بگیم آرنیکا بگو یک کلمه رو شما فقط نگاه میکنی .

دوستت دارم عزیزم امیدوارم قدمهای بزرگتر و استوارتری تو زندگیت برداری .