یک روز بی خوابی

گل ناز مامان

دیروز (جمعه) گل کاشتی از ساعت ۶ صبح تا ۱۱ شب ۲ تا ۱۰ دقیقه تو ماشین خوابیدی ..

کلی تو مهمونی ذوق کردی برای نی نی صاحبخونه که البته پسر بود و هی بهش غرش میکردی .عاشقتم عسلم ولی یه ذره بیشتر بخواب مامان جون .

از امروز پروژه خواب ظهر آغاز میشه خلاصه خودت میدونی دیگه .

 

9 ماه شدی گلم

دختر نازنینم ۹ ماهه شدی .

۲۵ خرداد نشستی و ۲۵ مرداد هم ایستادی البته با کمک خودت تنهایی نمیتونی دستت رو جای بگیری و بلند بشی ولی اگر من بلندت کنم و کنار مبل باشی حتی دستمو که ول کنم خوب می ایستی ...حسابی هم غلت میزنی و همه جا میری ولی ۴ دست و پا نمیکنی .دست دستی میکنی خیلی وقته با آهنگا نچ نچ هم میکنی.مثلا با دهنت صدا در میاری .از دیروز فهمیدم اگر دستمو مثل یه مانع کنم خودت میگیری و بدون کمک من میشینی ولی برای بلند شدنت و ایستادن یه ذره کمک میخوای ( یه کوچولو).کم کم داری بزرگ میشی.

فوت میکنی .یه کاری شبیه بوس کردن انجام میدی که البته کم اتفاق میفته .

حرف خ و ق و ف هم به دایره صداهایی که در میاری اضافه شده . 

دیدی یادم رفت بگم که شما ۴ تا دندون در آوردی اونم با هم تازه اول دندون بالای سمت چژت دراومد .خیلی دوست دارم مرواریدهاتو انشالا جمعه قراره مهمونی بدیم برات منم آش بژزم و خیلی چیزای دیگه .دندونات تقریبا ۸ مرداد در اومدن و ۳ هفته هم اذیت شدی تا در بیان.

کم کم باید اسباب کشی کنیم که فکر کنم کار سختی باشه چون تو هنوز کوچولویی .

گل خوشگلم الان ۱۸ ماهه که کنار هم هستیم .۱۸ ماه زیبا گفتم که بدونی من و بابا عاشقانه دوستت داریم .

فقط این روزا بابایی مریض شده بود که دوره بیماریش تموم شد وقتی رفتیم اونجا خیلی شیرین کاری کردی براشون و حسابی با کارای تو ذوق میکردن . کوچولوی من چون خیلی وقت بود تنها بودی و یهو دورت از هر دو طرف شلوغ شده خیلی ذوق میکنی .خیلی دوستت داریم خیلی زیاد .خدایا شکرت برای همه روزای خوب .