خدایا داریم میایم ....

دخترکم به امید خدا عازم خانه خدا هستیم ۳ شنبه

توی دلم غوغاست .خدایا خودت کمکمون کن.۱۰۰۰ تا سوال بی جواب دارم .دستمو بگیر

++دوستای گلم من عذر خواهی میکنم که نگرانتون کردم .اجازه بدید برم و برگردم شاید نوشتم ولی کوتاه که بگم دخترم تاخیر رشد داره .من منتظرم مثل بچه های دیگه خیلی کارا بکنه و دل ما رو شاد کنه .اگر خدا دعاهای ما رو قابل بدونه .این ۱ سال گذشته عین کابوس بود برامون.قدر سلامتی رو بدونید .برامون دعا کنید که خدا نظر خیری به ما و دخترمون کنه و نگرانی ما تموم بشه و بتونیم از زندگی لذت ببریم .بازم ببخشید که نگران شدید واینجا تنها جاییه که میتونم بنویسم که یادم نره تو روزای خوش که چی بهم گذشت.

برامون دعا کنید

یعنی میشه؟؟

توی تاریکی قدم میزنم با چراغی که فقط جلوی پامو نشونم میده .نمیدونم چرا خدا دوستم نداره و جوابمو نمیده

نمیدونم چی کاری کرده بودم .بارها و بارها زندگیمو مرور کردم .

به اندازه ای که تو عکس و آزمایش داری پدربزرگت هم نداره .دلم برات میسوزه که با این سنت این همه سختی و زجر کشیدی .

نمیدونم چرا اینجا شده شرح مصیبت .نمیدونم چرا این ان مع الاسری یسری ،توی زندگی ما جاری نمیشه چرا سختی تموم نمیشه و آسونی شروع بشه .گاهی انگار دارم تو خلاء راه میرم .به خیلی چیزها فکر میکنم .بیشتر از همه به کار خدا .به عدالتش ،.....نمیخوام اینجوری باشم اصلا از تفکرات بهم ریختم از اعتقاداتم که بهشون شک کردم خوشم نمیاد .دلم میخواد همه چیز مثل قبل بشه .دلم میخواد صبح بیدار بشم و ببینم همش کابوس بوده .امیدم به بزرگی خداست به اینکه کمکم کنه.

از نگاههای پر سوال از راهنمایی های مسخره از تزهای بیخودی متنفرم .از چیزهایی که خودم هم جوابشو نمیدونم متنفرم .

خسته ام ....خسته ام .

خدایا میدونم میتونی ،اگر صلاح دونستی گره ای رو که فقط خودت میتونی بازش کنی رو از زندگیم باز کن .بزار منم یه مادر باشم و از مادر بودنم لذت ببرم مثل همه آدمهای دیگه.