تولد دسته جمعی
گل خوشگل مامان
تولد دسته جمعی روز ۲۷ آبان با نی نی های آبان و آر و دی ماهی (۲۵ تا نی نی )با تمام حرفها و حدیثها به خیر و خوشی تموم شد .توی اونجا متوجه شدم که چه بهتر من امسال برای شما تولد بزرگ نگرفتم .اولش که .ارد شدیم خوب بودی ولی بعدش گریه میکردی !نمیدونم چی شده بود ...خوابت میومد یا سر و صدا بود یا گرم بود ....بالاخره زیاد همکاری نکردی توی عکسها هم همش سرت این طرف و اون طرف بود .یه مدت که گذشت برات عادی شد همه چیز و ساکت شدی ولی آرنیکای همیشگی من نبودی .
در کل برای من بیشتر مهم بود که با دوستای فسقلیت عکس یادگاری داشته باشی که با یه عدشون رسیدیم عکس بگیریم تا در سالهای بعد برات خاطره باشه و اینکه بهت توی جمع خوش بگذره .
من دارم تدارک روز جمعه رو میبینم که یه تولد خانوادگی برات بگیریم ....البته ظهر ...چون شما شب زود میخوابی و زیادی سحر خیزی .امیدوارم این بار همکاری لازم رو داشته باشی ....هنوز کیک سفارش ندادم برات ولی بابا کلی تزئینات تولدی برات خریده .....آخه تو عشق ما هستی و من دارم سعی میکنم هرچی هنر دارم برای تولدت بریزم بیرون!:) امروز گفتم ببینم میتونم یه کیک هم خودم بپزم برات یکی هم سفارش بدم یا نه!
دوستت دارم فسقلی خودم