11 ماهگی
دختر عزیز و نازم
بالاخره ۱۱ ماه گذشت ...داری کم کم یه ساله میشی و کارای جالبی انجام میدی و حسابی خودتو شیرین کردی ولی همچنان از شروع ۴ دست و پا رفتن و راه رفتن خبری نیست ..میدونم نگرانیم بی مورده ولی گاهی اینقدر نگرانم که شب درست نمیتونم بخوابم ..نمیدونم تو چرا شروع نمیکنی و وقتی هم میخوام یادت بدم جیغ میزنی و ناراحت میشی .میدونم ازت بعید نیست یهو یه روز پاشم ببینم راه افتادی چون تا امروز زیاد من و بابا رو سورپرایز کردی ولی از خدا میخوام تو هم زودتر راه بیفتی تا من کمتر نگران باشم .
این هفته میخوام ببرمت دکتر اگر این بارون شدید اجازه بده! خدا کنه یه راهی پیش پام بذاره کلافه ام خیلی کلافه ام .
نمیدونم درستش اینه که باهات تمرین کنم یا بذارم خودت بری خلاصه موندم .....مادر بودن هر روزش یه مبارزه است .مبارزه ای که میدونی هیچوقت تموم نمیشه .بچه بزرگ نمیشه تو بزرگش میکنی! این خیلی مهمه .
دوستت دارم عزیزم