دلتنگی
نازنینم
گاهی مادرها هم میتونن دلتنگ بشن ...ایرادی که نداره ؟ داره؟
منم دلم تنگ شده برای کار کردن ...برای کلاس رفتنام برای یه مسافرت خوب که فعلا نمیشه برای مامانم و بابام که میدونم زود برمیگردن برای دوست گلم سودی که باهم میرفتیم تجریش ..برای اون دانشگاهی که ازش متنفر بودم!!!!دوست دارم بازم درس بخونم ...دلم برای کتاب و دفتر و خودکار و نوشتن تنگ شده .....برای استرس شب عید سرکارم تنگ شده ....نمیدونم بشه یه کار خوب پیدا کنم وقتی شما رفتی مهدکودک یا نه .
فکر کنم دلم برای خودم برای بودنم کمی تنگ شده.
گاهی همه چیز عالیه و خوبه ولی یکنواخته برنامه من تقریبا همیشه همینه!
ساعت ۶:۳۰ با صدای شما بیدار میشم ..شیر میخوری ...پی پی میکنی و من میشورمت کله سحر ...
ساعت ۹ خوابت میگیره گاهی نیم ساعت گاهی ۱ ساعت میخوابی ...صبحانه میخوری (یه روز زرده تخم مرغ که زیاد خوشت نمیاد و گاهی عق میزنی ولی من با دلقک بازی تلاش میکنم که زرده تخم مرغتو بخوری یه روزم سرلاک با میوه یا مخلوط میوه های تابستونی)و دوباره بازی با شما و خوردن مولتی ویتامینت.
ساعت ۱ دوباره شیر میخوری .
میخوابی نیم ساعت ..من در این زمان غذای شما و خودمونو آماده میکنم ولی معمولا حوصله تنها غذا خوردن رو ندارم . خلاصه ساعت ۳ تا ۵ هر زمان ببینم دوست داری ناهار میخوری .ساعت ۷ دوباره شیر میخوری. تا ساعت ۸ بازی میکنیم که البته این موقع بابات خونست دیگه .ساعت ۸ الی ۹ میخوابی قبل از خواب هم قطره آهن و آب و مسواک انگشتی.یه شیر دیگه هم ساعت ۹ یا ۱۰ میخوری که این آخرین وعده شیر خوردنته (۴ بار در روز) تا ساعت ۴ صبح دیگه غر میزنی من میام پیشت مطمئن میشی که هستم و پستونک میخوری و میخوابی ....گاهی هم یه سره تا صبح میخوابی .
و دوباره روز از نو....
تفریحات من پارک بردن شماست که خیلی خوبه .
همه چیز آرومه خدا رو شکر منم نا شکر نیستم ولی حق دارم کمی خسته باشم یا نه ...گاهی دلم برای خودم تنگ میشه فقط همین .
خدایا دوست دارم برای همه چیز ممنون .