نشستن.....
آرنیکای گلم ....
دختر زیبا تو بالاخره نشستی .داشتم با خاله ات صحبت میکردم یه لحظه دستم رو از پشتت برداشتم و دیدم تو نشستی .خیلی لحظه زیبایی بود.این اتفاق در ۲۵ خرداد افتاد .زیاد حوصله نداری و بیقراری چ.ن دندونات تاول زده و داره در میاد .خیلی درد داری عزیزم حتی شیرت رو هم کامل نمیوری .گل قشنگم دلم میخواد برات جشن دندونی بگیرم .تا خدا چی بخواد .
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم تیر ۱۳۹۰ ساعت 17:18 توسط مامان
|