نوروز 90
هورا هورا عید شده سال ۸۹ رفت...مامانی گلم پارسال سر سال تحویل از خدا یه نی نی خوشگل خواستیم خدا هم بهمون لطف کرد و یه دختر خوشگل داد.
خدایا شکرت....امشال شما سر سفره ما بودی اما خواب بودی چون نصف شب عید شد....
خدایا خیلی دوستت دارم ....یه بهار دیگه در کنار همسرم و دخترم با سلامتی ....خدایا روزهای خوب رو از هیچ کس نگیر.قبل از عید تلاش کردم بوی عید توی خونه ما باشه برای همین کلی شیرینی پختم با اینکه میدونستم ما مهمون نخواهیم داشت چون کسی توی عید تهران نیست .
اما دخترم میخواستم به خودم بگم همه سختی ها تمام شد ...سال ۸۹ سال پر از شادی و غمی بود ....شادی وصف ناپذیر دیدن تو برای اولین بار....شادی قهقهه زدنت ....دوست ندارم به ناخوشی ها فکر کنم ....
خدایا سال جدید رو برای همه مردم پر از شادی و سلامتی کن .
دختر نازم مامان چه سفره ای چید...خیلی خوب شده بود....اما مسافرت نرفتیم چند بار رفتیم پارک و شما هم اولین کالسکه سواریت رو کری خیلی هم دختر خوبی هسستی چون پارک رو خیلی دوست داری ....اصلا حامله که بودم عاشق طبیعت شده بودم به یمن حضور شما....
عاشقتم عسلم .....