فرشته کوچولو برام دعا کن
فردا 40 روزه میشی ....مامان و بابا هر روز بیشتر عاشقت میشن...دیگه بابا یاد گرفته بغلت کنه ...تازه مثل بچه های تازه به دنیا آمده شدی....بابات میگه آدم هر ی بیشتر آرنیکا رو بغل میکنه بیشتر دوستش داره...من برنامه تازه ای پیدا کردم از ساغت 9 تا 12 شب میخوابم .تو پیش مامانی میمونی و من لالا هستم تا شب تا صبح به تو برسم...هر 2 ساعت خودت بلند میشی از خواب و شیر میخوری .
و اما کیسه صفرا ....
10 روز پیش دل درد عجیبی گرفتم نصف شب ....صد رحمت به درد زایمان ....نمیدونستم این درد از معده هست یا روده یا کمر!!!!خلاصه دکتر کشیک بیمارستان برام سونوگرتفی نوشت...وقتی برگشتیم خونه حال مامانی خراب بود ...دلم خیلی براش سوخت....مادر بودن سخته....
سونوگرافی تشخیص داد سنگ صفرا دارم و سنگ صفرا در صورت درد شدید باید عمل بشه.من دیروز ام آر آی بودم و آزمایشگاه تا ببینم شنبه نظر دکتر چیه.jتوی دستگاه که بودم برای ام آر آی وقتی دکتر گفت باید آروم بای من سعی میکردم به تو فکر کنم به اینکه با بابا برات تولد میگیریم سال دیگه به اینکه میخوای بپری توی بغلم
نمیدونم چی شد که اینجوری شد .میدونم دلم یگیره حتی اگر یه شب پیشت نباشم.خدایا کمکم کن .
من صفرامو لازم دارم نمیخوام بیارمش بیرون کلی با هم زندگی کردیم.
خدایا من نمیخوام بچمو تنها بگذارم....الان میفهمم بهترین تصمیم رو تا حالا با یاری خدا گرفتم .اگر به تو شیشه و شیر خش در کنار شیر خودم نمیدادم چه میخواستم بکنم...اگر کانادا زایمان میکردم چی به سرمون میامد....
بابات 2-3 ساعت نگهت داشت و من همش نگران بودم که نتونه کاراتو انجان بده....
خدایا چرا با من اینجوری میکنی...میدونم حکمتی در کاره....میدونم که من نمیفهمم .فقط من و تو میدونیم کجا منو تا دم پرتگاه بردی اما پرتم نکردی .کرم و رحمتت رو از من دریغ نکن....
فرشته کوچولوی من برام دعا کن ....